X
تبلیغات
بدون عنوان....

بدون عنوان....

نوشته های برتر

نوروز پاس داشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی....

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1391ساعت 10:35 توسط آسمان|

هر بار که مرا میدید ، گریه می کرد! آخرین بار

که به سراغم آمد، دیوانه وار می خندید! وقتی حالت استفهام را

در نگاه من دید،با طعنه گفت: تعجب مکن که چرا می خندم ، من دیگر

آن زن سابق نیستم ! بس بود هر چه تو قاه قاه خندیدی ، و من 

های های گریستم!...

تازه حرفش را تمام کرده بود که یکباره قطره اشکی 

سرگردان ، در گوشه ی چشمش لنگر انداخت؟. با طعنه گفتم:

بنا بود گریه نکنی، پس این قطره اشک چیست!؟ اشک را با 

دست پاک کرد و فیسوفانه گفت:این؟این قطره ،اشک نیست! نقطه 

است!میفهمی؟(نقطه)! این آخرین نقطه ایست که

با آخرین جمله ی آخرین فصل کتاب ایمانم ، بعشق

مردان ،گذاشتم!من دیگر به هیچ چیز مردان ایمان ندارم!...

جز...یکپارچه گیشان در نامردی!...

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1391ساعت 17:4 توسط آسمان|

یک ساعت تمام ، بدون آن که یک کلام حرف بزنم ،

به رویش نگاه کردم:

فریاد کشید که:آخر خفه شدم! چرا حرف نمی زنی؟؟

گفتم. نشنیدی ؟!... برو !....

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1391ساعت 16:46 توسط آسمان|

دهقان پیر ، با ناله میگفت : ارباب!آخر درد من یکی 

دو تا نیست،با وجود اینهمه بدبختی، نمی دانم خدا چرا

 با من لج کرده و چشم تنها دخترم را«چپ» آفریده است؟!

دخترم هم چیز را دو تا می بیند!

ارباب پرخاش کرد که بدبخت:چهل سال است نان مرا 

زهرمار میکنی! مگر کور بودی، ندیدی که چشم دختر من هم

« چپ» است؟

گفت: چرا ارباب دیدم...اما...چیزی که هست، دختر

 شما همه ی این خوشبختی ها را دوتا می بیند...ولی

 دختر من ، این همه بدبختی ها را....

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1391ساعت 16:32 توسط آسمان|

گل سرخی به او دادم ، گل زردی به من داد...!

برای یک لحظه ی نا تمام ، قلبم از تپش افتاد...

با تعجب پرسیدم: مگر از من متنفری؟!

گفت:نه!باور کن،نه!ولی چون تو را واقعا دوست دارم،

نمی خواهم پس از آنکه کام از من گرفتی، برای پیدا

کردن گل زرد، زحمتی به خود هموار کنی...

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1391ساعت 16:24 توسط آسمان|

عادت آدم هاست....

سیگار هم کامش را داد زیر پا لهش می کنند!!!!!

نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1391ساعت 17:35 توسط آسمان|

برای کشف اقیانوس های جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشی

این جهان ، جهان تغییرات است نه تقدیر....

نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1391ساعت 18:24 توسط آسمان|

آرزوهایت را یه جایی یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه

خدا یادش نمیره ، ولی........

ولی تو یادت میره چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بود........

نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1391ساعت 18:22 توسط آسمان|

به تاوان دل شکسته ام هزاران دل خواهم شکست

گناهش پای دلی که دلم را شکست....

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 10:45 توسط آسمان|

دیشب که نمیدانستم برای کدامیک از دردهایم گریه کنم کلی خندیدم.....! 

صادق هدایت.

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391ساعت 17:15 توسط آسمان|

وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن،

چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدم ها رد میشی......

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391ساعت 17:13 توسط آسمان|

بخاطر مردم تغییر نکن ، این مردم هر روز تو را جور دیگر می بینند...

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 15:25 توسط آسمان|

برای کشتن پرنده نیازی به تیر و کمان نیست ، بال هایش را که بچینی ، 

خاطرات پرواز روزی صد بار او را خواهد کشت...

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 15:23 توسط آسمان|

همیشه به قلبتان گوش دهید.

اگر چه در سمت چپ شما قرار دارد

اما همیشه راست خواهد گفت....

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 15:19 توسط آسمان|

گذشته را نه می توان تغییر داد ،نه فراموش کرد

نه اصلاح کرد 

و

 نه پاک کرد 

فقط می توان آن را پذیرفت و درس گرفت...

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 15:17 توسط آسمان|

در زندگی باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شیشه میكوبی ؛
ابر باش تا منتظرت باشند كه بیایی....

نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 16:14 توسط آسمان|

          مترسک اینقدر دستهایت را باز نکن 

           کسی تورا در آغوش نمی گیرد
           ایستادگی تنهایی می آورد... 

نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 15:27 توسط آسمان|

 آری سهراب تو راست میگویی!آسمان مال من است...

پنجره،عشق،زمین،دوست،هوا مال من است!

اما سهراب تو قضاوت کن؟!

بر دل سنگ زمین جای من است؟

من نمی دانم چرا این مردم، دانه های دلشان پیدا نیست

صبر کن ای سهراب قایقت جادارد؟؟؟

منم از همهمه ی اهل زمین بیزارم...

به سراغ من اگر می آیید، تند و آهسته چه فرقی دارد؟

مثل سهراب،دگر جنس تنهایی من چینی نیست که ترک بردارد

مثل مرمر شده است چینی نازک تنهایی من...

نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1391ساعت 16:6 توسط آسمان|

آنکس که میگفت دوستم دارد عاشق من نبود رهگذری بود که بر روی برگ های پاییزی راه می رفت...

و خش خش برگها همان آوازی بود که گمان می کردم میگوید...

                          دوستت دارد....

نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1391ساعت 15:53 توسط آسمان|

هرجا دلت شکست، خودت شکسته ها رو جمع کن تا هرناکسی منت دست زخمیشو به رخت نکشه....

نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1391ساعت 15:48 توسط آسمان|

اگر در فریب دادن کسی موفق شدی فکر نکنی احمقه...

به این فکر کن چقدر بهت اعتماد داشته....

نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1391ساعت 15:46 توسط آسمان|


تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند

گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق برتن می کنند..

عاشق که شدی کوچ میکنند....

نوشته شده در شنبه سی ام دی 1391ساعت 15:25 توسط آسمان|


و میروی و دل ز دست می رود

مرو که با تو هر چه هست میرود

دلی شکستی و به هفت آسمان

هنوز بانگِ این دل شکسته می رود

نمی خورَد غمِ خمار ِعاشقان

که جام ما شکست و مست می رود

از آن فراز و این فرود غم مخور

زمانه بر بلند و پست می رود

بیا که جان ِ سایه بی غمت مباد

وگرنه جانِ غم پرست می رود

شب ِ غمِ تو نیز بگذرد ولی

درین میان دلی ز دست میرود

نوشته شده در شنبه سی ام دی 1391ساعت 15:20 توسط آسمان|


تو دستان خودت را تکیه گاهی کن

برای شانه ی سست نیلوفر

تو تکرار جوانه شو برای شاخه ی سیبی

بگو تا نشکفتد لعل شکوفه باز می میری

تو خوشه چین خواهش شو برای

رد پای سبز بارانها

تو دریا باش از احساس برای فصل آبانها...

نوشته شده در شنبه سی ام دی 1391ساعت 15:15 توسط آسمان|

اگر آرمان برایمان هویدا باشد ابزار های رسیدن به آن را خیلی زود خواهیم یافت...

                                "ارد بزرگ"                               

                        

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391ساعت 10:10 توسط آسمان|

شخصی که امروز زیر سایه ای آرمیده

مدیون کسی است که که مدت ها قبل درختی کاشته است....

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391ساعت 10:5 توسط آسمان|

همیشه به خاطر داشته باشید که دنیا هرگز مدیون شما نیست

                                                 زیرا از قبل هم وجود داشته است....

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391ساعت 10:2 توسط آسمان|

حرف های تند خود را با عصبانیت تان همراه نکنید

فرصت های زیادی برای تعویض حالتان خواهید داشت،

اما هرگز فرصت تغییر گفته هایتان را پیدا نخواهید کرد....

نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1391ساعت 15:34 توسط آسمان|

برای اندیشیدن وقت بگذارید،اما هنگامی که زمان عمل رسید

            اندیشیدن را متوقف کنید و حرکت کنید....

نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1391ساعت 15:30 توسط آسمان|

حقیقت،استخوان است که به سختی می توان مغزش را مکید....

نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1391ساعت 15:27 توسط آسمان|


آخرين مطالب
» نوروز....
» آخرین نقطه!...
» 31...
» 30...
» گل زرد...
» 29...
» 28...
» 27...
» 26...
» 25...

Design By : RoozGozar.com