X
تبلیغات
بدون عنوان....

بدون عنوان....

نوشته های برتر

1....

دست به صورتم نزن!

می ترسم بیفتد قاب خندانی که بر چهره دارم

و بعد....

سیل اشکهایم تو را ببرد

و باز من بمانم و تنهایی... .

[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 19:19 ] [ آسمان ] [ ]


...

خاطرات مثل یه تیغ می مونه...که رو رگت میکشی...

نمی بره ، اما تا می تونه زخم می کنه...

[ شنبه بیست و پنجم آبان 1392 ] [ 18:2 ] [ آسمان ] [ ]


...

شاید چشم های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک هایمان شسته شوند...

تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم...

[ شنبه بیست و پنجم آبان 1392 ] [ 17:59 ] [ آسمان ] [ ]


...

چقدر سخته واسه رسیدن به ستارت تا آسمون بری

اما وقتی رسیدی ببینی صبح شده...

[ شنبه بیست و پنجم آبان 1392 ] [ 17:49 ] [ آسمان ] [ ]


چه روزگار دلگیریست...

این روزها برای هر کس که سوزنش را

نخ میکنی برایت دروغ میبافد...

[ پنجشنبه نهم آبان 1392 ] [ 18:53 ] [ آسمان ] [ ]


            حرفهای دلم را انبار می کنم

                            این روزها

               هر چه را انبار کنی،

                 گران تر می شود...

[ پنجشنبه نهم آبان 1392 ] [ 18:48 ] [ آسمان ] [ ]


000

[ شنبه سیزدهم مهر 1392 ] [ 20:52 ] [ آسمان ] [ ]


...


گاهی از خیال من گذر می کنی...

بعد اشک می شوی...

رد پاهایت خط می شود روی گونه ی من...

[ جمعه بیست و دوم شهریور 1392 ] [ 20:16 ] [ آسمان ] [ ]


من از نسل کوروشم...

من از نسل کوروشم ! که من ماندم و ماهیانه 45 هزار تومان یارانه !!!
من از نسل ستارخان و باقرخانم ، که فقط ترافیک ِخیابانش برایم مانده !!
از دریای کاسپین ، فقط ویلاهای ساحلی اش مانده برایم !!
از خلیج فارس اش ، فقط رای گیری هایش !!
از آذربایجانش ، برایم جُکهایش مانده!!
از آزادی بیان ، برایم دیوارهای دستشویی های عمومی ماند !!
ابراز احساساتم شد"اس ام اس " !!
زندگی ام گره خورده به زندگی مجازی !!
فریادم شد دکمه های سرد کیبورد !!
آری ؛من از نسل "کوروش"ام...

[ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 ] [ 22:11 ] [ آسمان ] [ ]


33...


غمگینم ...

همانندپرنده ای که به دانه های روی تله خیره شده ...

و به این فکرمیکندکه چگونه بمیرد؟گرسنه وآزادیاسیرواسیر....

[ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 ] [ 19:16 ] [ آسمان ] [ ]


32...

هر چیزی زمانی دارد،نفس هم که باشی،دیر برسی من رفته ام...

[ چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392 ] [ 20:27 ] [ آسمان ] [ ]


نوروز....

نوروز پاس داشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی....

[ جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 ] [ 10:35 ] [ آسمان ] [ ]


آخرین نقطه!...

هر بار که مرا میدید ، گریه می کرد! آخرین بار

که به سراغم آمد، دیوانه وار می خندید! وقتی حالت استفهام را

در نگاه من دید،با طعنه گفت: تعجب مکن که چرا می خندم ، من دیگر

آن زن سابق نیستم ! بس بود هر چه تو قاه قاه خندیدی ، و من 

های های گریستم!...

تازه حرفش را تمام کرده بود که یکباره قطره اشکی 

سرگردان ، در گوشه ی چشمش لنگر انداخت؟. با طعنه گفتم:

بنا بود گریه نکنی، پس این قطره اشک چیست!؟ اشک را با 

دست پاک کرد و فیلسوفانه گفت:این؟این قطره ،اشک نیست! نقطه 

است!میفهمی؟(نقطه)! این آخرین نقطه ایست که

با آخرین جمله ی آخرین فصل کتاب ایمانم ، بعشق

مردان ،گذاشتم!من دیگر به هیچ چیز مردان ایمان ندارم!...

جز...یکپارچه گیشان در نامردی!...

[ پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 ] [ 17:4 ] [ آسمان ] [ ]


31...

یک ساعت تمام ، بدون آن که یک کلام حرف بزنم ،

به رویش نگاه کردم:

فریاد کشید که:آخر خفه شدم! چرا حرف نمی زنی؟؟

گفتم. نشنیدی ؟!... برو !....

[ پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 ] [ 16:46 ] [ آسمان ] [ ]


30...

دهقان پیر ، با ناله میگفت : ارباب!آخر درد من یکی 

دو تا نیست،با وجود اینهمه بدبختی، نمی دانم خدا چرا

 با من لج کرده و چشم تنها دخترم را«چپ» آفریده است؟!

دخترم هم چیز را دو تا می بیند!

ارباب پرخاش کرد که بدبخت:چهل سال است نان مرا 

زهرمار میکنی! مگر کور بودی، ندیدی که چشم دختر من هم

« چپ» است؟

گفت: چرا ارباب دیدم...اما...چیزی که هست، دختر

 شما همه ی این خوشبختی ها را دوتا می بیند...ولی

 دختر من ، این همه بدبختی ها را....

[ پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 ] [ 16:32 ] [ آسمان ] [ ]


گل زرد...

گل سرخی به او دادم ، گل زردی به من داد...!

برای یک لحظه ی نا تمام ، قلبم از تپش افتاد...

با تعجب پرسیدم: مگر از من متنفری؟!

گفت:نه!باور کن،نه!ولی چون تو را واقعا دوست دارم،

نمی خواهم پس از آنکه کام از من گرفتی، برای پیدا

کردن گل زرد، زحمتی به خود هموار کنی...

[ پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 ] [ 16:24 ] [ آسمان ] [ ]


29...

عادت آدم هاست....

سیگار هم کامش را داد زیر پا لهش می کنند!!!!!

[ جمعه یازدهم اسفند 1391 ] [ 17:35 ] [ آسمان ] [ ]


28...

برای کشف اقیانوس های جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشی

این جهان ، جهان تغییرات است نه تقدیر....

[ شنبه پنجم اسفند 1391 ] [ 18:24 ] [ آسمان ] [ ]


27...

آرزوهایت را یه جایی یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه

خدا یادش نمیره ، ولی........

ولی تو یادت میره چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بود........

[ شنبه پنجم اسفند 1391 ] [ 18:22 ] [ آسمان ] [ ]


26...

به تاوان دل شکسته ام هزاران دل خواهم شکست

گناهش پای دلی که دلم را شکست....

[ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 ] [ 10:45 ] [ آسمان ] [ ]


25...

دیشب که نمیدانستم برای کدامیک از دردهایم گریه کنم کلی خندیدم.....! 

صادق هدایت.

[ پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 ] [ 17:15 ] [ آسمان ] [ ]


24...

وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن،

چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدم ها رد میشی......

[ پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 ] [ 17:13 ] [ آسمان ] [ ]


23...

بخاطر مردم تغییر نکن ، این مردم هر روز تو را جور دیگر می بینند...

[ چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 ] [ 15:25 ] [ آسمان ] [ ]


22...

برای کشتن پرنده نیازی به تیر و کمان نیست ، بال هایش را که بچینی ، 

خاطرات پرواز روزی صد بار او را خواهد کشت...

[ چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 ] [ 15:23 ] [ آسمان ] [ ]


21...

همیشه به قلبتان گوش دهید.

اگر چه در سمت چپ شما قرار دارد

اما همیشه راست خواهد گفت....

[ چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 ] [ 15:19 ] [ آسمان ] [ ]


20...

گذشته را نه می توان تغییر داد ،نه فراموش کرد

نه اصلاح کرد 

و

 نه پاک کرد 

فقط می توان آن را پذیرفت و درس گرفت...

[ چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 ] [ 15:17 ] [ آسمان ] [ ]


19...

در زندگی باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شیشه میكوبی ؛
ابر باش تا منتظرت باشند كه بیایی....

[ سه شنبه سوم بهمن 1391 ] [ 16:14 ] [ آسمان ] [ ]


18...

          مترسک اینقدر دستهایت را باز نکن 

           کسی تورا در آغوش نمی گیرد
           ایستادگی تنهایی می آورد... 

[ سه شنبه سوم بهمن 1391 ] [ 15:27 ] [ آسمان ] [ ]


17...

 آری سهراب تو راست میگویی!آسمان مال من است...

پنجره،عشق،زمین،دوست،هوا مال من است!

اما سهراب تو قضاوت کن؟!

بر دل سنگ زمین جای من است؟

من نمی دانم چرا این مردم، دانه های دلشان پیدا نیست

صبر کن ای سهراب قایقت جادارد؟؟؟

منم از همهمه ی اهل زمین بیزارم...

به سراغ من اگر می آیید، تند و آهسته چه فرقی دارد؟

مثل سهراب،دگر جنس تنهایی من چینی نیست که ترک بردارد

مثل مرمر شده است چینی نازک تنهایی من...

[ دوشنبه دوم بهمن 1391 ] [ 16:6 ] [ آسمان ] [ ]


16...

آنکس که میگفت دوستم دارد عاشق من نبود رهگذری بود که بر روی برگ های پاییزی راه می رفت...

و خش خش برگها همان آوازی بود که گمان می کردم میگوید...

                          دوستت دارد....

[ دوشنبه دوم بهمن 1391 ] [ 15:53 ] [ آسمان ] [ ]